شيخ حسين انصاريان

104

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

پست و زبون و پليد و زشت و شقى و آلوده است ، آن انسانى كه در محاصرهء اين همه عوامل هدايت باشد و ببيند كه نماز در رأس احكام راهنمايان الهى است ، ولى او به همهء بانيان هدايت پشت كرده و دستورهاى آنان به خصوص مسئلهء نماز را چنان سبك انگارد كه از اداى آن رو برگرداند . مگر تمام دنيا چقدر ارزش دارد كه آن را با عافيت‌طلبى و خوشگذرانى با آخرت دائم و عيش جاودان معامله كرد ؟ به خدا قسم ، اگر همهء افلاك و تمام عالم و همهء روى زمين را به تو ببخشند و تو آن چنان غرق در آن شوى كه در تمام مدت عمر دو ركعت نماز واجب از دستت برود ، ارزش ندارد . بلاى بىنماز در برزخ و عالم آخرت بلاى بزرگى است و عذاب تارك نماز در برزخ و در قيامت عذاب عظيمى است . آرى ، همهء دنيا در مقابل ترك يك سجدهء مستحب ارزش ندارد ، چه رسد كه واجبى از واجبات حضرت معبود را از باب تكبر و غرور يا سهل انگارى ترك كنى . هلالى شيرازى در اين زمينه - كه تمام افلاك ، خود سرگشتهء ديگرى هستند و انسان بالاتر از اين است كه سرگشتهء مشتى جماد شود ، بلكه بر انسان است كه در راه حضرت حق حركت كند - بيانى به مضمون زير دارد : خطابى دوش كردم با دل ريش * كه اى مشغول فكر باطل خويش نشايد جهل خود اثبات كردن * فلك را قبلهء حاجات كردن زنان مر چرخ را سازند گردان * چرا سرگشتهء چرخند مردان گر او كس را به مقصودى رساندى * درين سرگشتگى چندين نماندى فلك جام است و ساقى خالق دهر * وزو در كام ما گه نوش و گه زهر تو را گر تلخ و گر شيرين شود كام * هم از ساقى شناس او را نه از جام